محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
15
مجمع الانساب ( فارسى )
زحمت و عذاب است ، رسيد به حكم آنكه ، بيت : نشاط عمر باشد تا چهل سال * چهل رفته فرو ريزد پر و بال از براى عالم اصلى و جهان حقيقى كه عبارت از عالم عقبى و مقام باقى است ، هيچ زادى و توشهاى حاصل نشد ، بيت : بىفايده هر كه عمر درباخت * چيزى نخريد و زر بينداخت سراييدن گرفت « أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ » « 1 » . نيك بترسيد و حال خود را چون كافر درويش نه دنيا و نه دين مىديد بعد از تدّبر و تفكّر ، قرعهء اختيار برگذاشتن يادگارى در اين مرحله افتاد . با خود گفتم اى عمر به باد داده ! چون تو را آن اهليّت نيست كه به هر وجه كه باشد لنگى بر رهوارى بگذرانى و از تويى تو بوى هنرى نمىآيد ، به كدام فضل و براعت و به چه علم و فصاحت متعهد اين دعوى شوى ؟ نفس غمى در جوش و خاطر ملول در خروش آمدند و جوابم دادند كه : للّه درّك ! اى متحيّر ! اگرچه بر خود نصاب كمالى نمىشناسى ، آخر نه چهل سال مشاهد جمال و مجاور كمال علماى دهر و حكماى عصر شدهاى ؟ ! اگر از هر گوشهاى توشهاى و از هر خرمنى خوشهاى يافتهاى ، تو درخور هنر خويش هرچه هست بيار . چون برين نصيحت مشفقانه مستأنس شدم ، همّت بر تأسيس مختصرى مفيد در علم تواريخ و انساب و ذكر انبيا و احوال ملوك سالفه مصروف داشتم . و به راستى چون انديشه رود ، اين علم شامل دو معنى بزرگ است : يكى آنكه علم دين و تفسير كلام مجيد از آن دانسته مىشود ، زيرا كه آفريدگار تبارك و تعالى ساير احوالى [ را ] كه در جهان حادث شده ، در محكم تنزيل به سيّد انبيا و سرور اصفيا محمّد مصطفى [ 3 ] - عليه الصّلوة و السّلام - فرو فرستاده . و معنى ديگر آن است كه هركس از ملوك و سلاطين كه در اخبار ملوك و گذشتگان نيكو تأمل كند ، بداند كه بزرگان پيشين ، تحمل چه مشقتها كردهاند و چه رنجها خورده تا كار جهان را به حسن تدبير راست داشته . و چون احوال نكبت بزرگى بخوانند كه خلل كار او از چه بوده يا سبب دولت پادشاهى معلوم گردد كه زندگانى او به چه وجه بوده تا شايستهء سلطنت شده و اين مطالع از آن اجتناب واجب داند و بر اين
--> ( 1 ) . سورهء « اعراف » ، آيهء 179 .